السيد حامد النقوي
560
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
اولى بالمؤمنين من أنفسهم » يعنى هر چه مىگويم از راه شفقت و خير خواهى مىگويم ، محمول بر پاسدارى كسى ننمايند ، و علاقهء كسى را با من در نظر نيارند . محمد [ 1 ] بن اسحاق و ديگر اهل سير بتفصيل اين قصه را آوردهاند ] [ 2 ] . اقول : اين افاده كه خاتمهء افادات و آخر تسويلات مخاطب عالى درجات است مدفوع است بوجوه عديده : اول : آنكه استدلال بروايت محمد بن اسحاق بمقابلهء اهل حقّ از غرائب آفاق است ، زيرا كه ابن اسحاق از اهل خلاف و شقاق است نه از اهل حق و وفاق ، پس احتجاج بروايت او بوجوه عديده موجب تحير مناظرين حذاق ، و بطلان اين استدلال از افادهء والد ماجد مخاطب و افادات مكررهء خود مخاطب ، كه در رد روايت موضوعه بر حسن مثنى كه مخاطب سابقا نقل كردهاند مذكور شد ، ظاهر و واضح است ، و علاوه بر اين سابقا در جزء [ 3 ] اول اين جلد دانستى كه ابن اسحاق نزد جمعى اساطين سنيه مقدوح و مجروح است . دوم : آنكه سابقا دانستى كه فخر رازى در « نهاية العقول » دعوى عدم نقل ابن اسحاق حديث غدير را بر زبان دارد ، و بادعاى عدم نقل او ، و ذكر عدم نقل واقدى ، و بخارى ، و مسلم قدح در ثبوت آن بسبب مزيد دانشمندى و نهايت تبحر و مهارت در فن حديث مىگرداند .
--> [ 1 ] محمد بن اسحاق بن يسار المدنى صاحب « السيرة » المتوفي ببغداد سنة ( 151 ) ه [ 2 ] تحفه اثنا عشرية : 332 [ 3 ] عبقات الانوار ج 3 / 49 - 68 من ط قم